خورشاه بن قباد الحسينى
181
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
اردو نرسيده بر طرف شد و اصلا گرد و غبارى به ما نرسيد و چون گرد و غبار فرو نشست ، گاو كوهى و قوچ كوهى بسيار پيدا شد و همه بسان گوسفند « 1 » دنبه داشتند و من در آن حال به امرا گفتم كه شما هر كدام كه ميل شكار داريد از عقب اينها برويد و من سه گاو كوهى و يك قوچ را صيد كرده بازگشتم و گفتم اسب من خام است از اين پيشتر نمىروم و به سلطان ابراهيم و ساير اطفال گفتم شما اين شكارها را كباب سازيد تا امرا بيايند و من در خيمه نشستم ، مىبينم كه امرا و سپاه [ 139 ] هر كس سى رأس و چهل رأس از آنها را گرفته مىآورند و در آن اثنا چهار زن صاحب جمال كه در نهايت خوبى و غنج و دلال بودند در چهار كنج زيرانداز دوشك من نشستهاند كه مثل ايشان در بنى نوع انسان كم ديده شده . من از همشيرهء خود مىپرسم كه اينها كيستند كه اينجا نشستهاند . او در جواب مىگويد كه اينها را از گرجستان از براى تو آوردهاند و يكى خواهر ورزاست « 2 » كه در خانهء ما بود و سه ديگر را در اين وقت آوردهاند . من مىگويم كه خواهر ورزا هرگز اين صورت نداشت ، كى اين چنين شد . در آن حال از خواب بيدار شدم و خود را در همان هيبت خواندن آيهء كريمهء « فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ » « 3 » ديدم . چون شب باقى بود باز در خواب شدم . همان خواب اوّل را به كيفيّت مذكور ديدم كه باز همان آيهء مسطور را مىخوانم و حيرت مىكنم كه اين آيه جهت دفع دشمن است ، از مشاهده و مطالعهء آن ، اين همه اضطراب چيست . باز به خاطر مىرسد كه چون پرتو نور الهى ظهور نموده سبب اضطراب و لرزه از آن است ؛ مگر نشنيدهاى كه حضرت رسالتپناه « 4 » - صلوات اللّه عليه - كه در وراى حجاب با حضرت ربّ الارباب جلّ و علا سخن گفت ، هيبت و صولت الهى در آن حضرت چه نوع كاركرد . هرگاه كه در آن حضرت اثر كرده باشد من كه اين آيه را بدين هيبت بينم در من زياده اثر خواهد كرد . چون از خواب بيدار شدم دانستم كه واقعهء
--> ( 1 ) . ت : گوسفند دنبهدار . ( 2 ) . ت : وزرا است . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 69 : « يكى خواهر وزير است كه در خانهء ما بود و سه ديگر حالا آوردهاند . من گفتم خواهر وزير اين شكل نداشت ، كجا اين چنين شد ؟ گفت حالا چنين شد » . ( 3 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 137 . ( 4 ) . ت : « پناه » ندارد .